دموکراسی سبز

۱۳۸۹ خرداد ۲, یکشنبه

چفیه از جبهه تا تجاوز (آرمانی که به یغما بردند)



چفیه از جبهه تا تجاوز (آرمانی که به یغما بردند)




سلام




البوم روزهای 8 سال جنگ عراق با ایران را که ورق بزنید به نکته جالبی خواهید رسید، در تمام تصاویر این 8 سال استقامت تنها نکته ای که در تمام این تصاویر حضور دارد چفیه است، چفیه ای که روزی در خاکریز و سنگر گاهی سفره غذا بود و گاهی سجده گاه نماز، چفیه بعد از جنگ عراق با ایران تبدیل به نماد استقامت شد، حضور همیشگی چفیه در فیلم های سینمای دفاع مقدس یک امر عادی بود، چفیه آرمان نسلی بود که خود را حزب الله میخواندند و شهادت را منزل رستگاری.




اما این روزها از چفیه و از حضور آن چیز دیگری دیده میشود، این روزها چفیه برشانه زهاک است و صورت متجاوز، چفیه که روزی آرمان نسل حزب الله بود این روزها به غارت قومی برده شده است که تجاوز برای حفظ دین را مباح میدانند، چفیه را به صورت خود بسته باتوم میزنند یا تجاوز میکنند.




به راستی آرمان نسل حزب الله زمان ذفاع مقدس این بود که حرمت انسان را شکسته و شرافتش را نابود کنند؟









این مطلب از نویسنده است و مسئولیت آن را به عهده می گیرد
(استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع بلا مانع است)
©® http: //green-democracy.blogspot.com
E-mail: green_democracy@yahoo.com
.................................................................a.r.s

بوی خرداد بوی خون ... (یاداشتی برای خرداد ماه 89)



بوی خرداد بوی خون ...





یاداشتی برای خرداد ماه 89





سلام




اسم خرداد که به گوشم میرسه ناخواسته چند چیز در ذهنم نق میگیره، یا به قولی جلوی چشمم میاد، اول از همه 2خرداد 1376 بعد روزنامه توقیف شده خرداد و... ، اما این روزها و مخصوصاً در یک سال گذشته اسم خرداد که به گوشم میرسه بغض گلومو فشار میده، شاید شماهم چنین حسی رو داشته باشید، خردا سال88 روزهایی پر از نشاط و امید، امید به آینده ای بهتر و روشن، امید به ایرانی آزاد و آباد، روزهایی پر از شور و شوق طلوعی روشن بعد از شبی تار و سر، امید ها و آرزوهایی که به دست فرزندان شیطان در زمین به بغضی سنگین تبدیل شد، شاید از این گفته من که عده ای رو با نام فرزندان شیطان خطاب کردم متعجب شده باشید، اما به راستی کودتایی که در مقابل این همه شوق و اشتیاق صورت گرفت تنها میتواند کار فرزندان شیطان باشد ( فرزندان شیطان: کسانی که شیطان در بسته شدن نطفه آنها شریک شده است ).





از واژه کودتا که استفاده میکنم به این مطلب فکرمیکنم که اگر تقلب و کودتایی هم صورت نگرفته باشد فریب و ریا و نیرنگ که در کار بود!؟





خرداد این روزها بوی خون میدهد، بو گاز اشک آور، بوی یکی شدن در مقابل فرزندان خلف شیطان در خیابانهای ایران، خرداد این روزها رنگ سکوت دارد، خرداد این روزها ماه غصه ی نسلی است که تقاص سکوت پدران و مادرنشان را میدهد ویوق خفقان را به دوش میکشد، بوی خرداد هنوز هم بوی رهایی است ...




این مطلب از نویسنده است و مسئولیت آن را به عهده می گیرد
(استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع بلا مانع است)
©® http: //green-democracy.blogspot.com
E-mail: green_democracy@yahoo.com
.................................................................a.r.s

۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۷, دوشنبه

مرخصی، بازنشستگی و ... برای یک وبلاگ نویس!!! (طنز)





مرخصی، بازنشستگی و ... برای یک وبلاگ نویس!!!



سلام
در سالهای گذشته یکی از فعالیت های سپاه پاسداران و در کل نیروهای امنیتی در دنیا مجازی مصدود کردن و یا متلاشی کردن وبلاگها و سایتهای سکسی بود که در داخل کشور و با زبان فارسی فعال بودند، این موضوع تا جایی پیش رفته بود که در یک حرکت عجیب و بی سابقه برنامه ای در صداوسیمای جمهوری اسلامی پخش شد که در آن عده ای نیز به کارهای کرده و نکرده خود اعتراف کردند، نام این پروژه گرداب بود، اگه اهل اینترنت و وب باشید یکمی هم شیطون و بازیگوش نام گرداب رو باید شنیده باشید و یا بیشتر دیده باشید.
اما موضوع مورد بحث ما سایت های سکس و یا پروژه گرداب سپاه پاسداران نیست، موضوع این دست نوشته برخورد با وبلاگ ها و وبلاگ نویسانی است که طی یک سال گذشته و بعد از انتخابات ریاست جمهوری فعالیت کرده و گاه دست از نوشتن بر داشته و دوباره شروع میکردند و یا کاملاً متوقف میشدند.



یک روزی توی این مملکت که همه جا صدا صدای یار دبستانی بود و سر اومد زمستون و ... رنگ بود که از سبز و نارنجی و سفید از درو دیوار شهر بالا میرفت و مردم شب تا صبح ،صبح تا شب به امید اینکه یک تکون اساسی به مملکتشون بدند توی خیابون بودند و هرجا از صداوسیمای حاج عزت گرفته تا کوچه پس کوچه های روستاها مناظره بود که میکردند و با تمام اون شور و اشتیاقها در کمتر از 24 ساعت همه چیز از یک امید به ناامیدی کامل تبدیل شد، البته مردم نیّت تکون دادن مملکت رو داشتد که با وجود دولت محمود اینا (احمدی نژاد) و حکومت علی اینا این کار انجام شد، در همین راستا اعتراضات خیابانی مردم نسبت به این جریان شروع شد، مبارزه ای که نه تنها در صحنه خیابان و سیاست داغ بود بلکه در دنیای مجازی نیز بود.



موج وبلاگ های فراوان موافقان و مخالفان دولت و در واقع کودتای بعد از انتخابات در دنیای مجازی به راه افتاد، با وجود حجم وسیع این وبلاگ ها گاه خبر ها و گفته های دروغ و یا اشتباه نیز منتشر میشد و دست به دست در وبلاگها منتشر میشد، در مقابل این موج فیلترینگ که به Facebookو twitter هم رحم نکرده بود به سراغ این وبلاگ های مخالف حکومت و دولت آمدند، سیستم فیلترینگی که تا دیروز تمام کار و برنامه ریزی هایش مباره با وبلاگ ها و سایت های سکسی بود حالا تمام فکر و ذکرش مبارزه با وبلاگهای مخالف دولت و حکومت شده بود، در این میان و با بازداشت های فراوان و برای ایجاد وحشت و ترس در میان این نویسنده های دنیای مجازی عده ای نیز بازداشت شدند، محاکمه شدند و محکوم. با وجود تمام این محدودیت ها عده ای به نوشتن ادامه دادند و دست از نوشت و خبر رسانی برنداشتند و عده ای هم بعد از تمام شده اعتراضات خیابانی گوئی جو گیر شده باشند و یا دلسرد وبلاگ های خود را متروک رها کردند، اما در این میان تعداد زیادی از این وبلاگ ها بودند و هستند که هنوز مطلبی در آنها منتشر میشود، نقدی گفته میشود، حرف دلی، شکایتی و یا راهکار و تحلیلی.



در کل وبلاگ نویسی یک جورایی یک مزایائی هم در کنار کار نوشتن و منتشر کردن مطالب دارد:


آقا اگه وبلاگ بزنی و توی او وبلاگ از احمدی نژاد نقد کنی مرخصی بهت میدن توپ، اما اگه از رهبری بنویسی حالا چه با کلمه آیت الله چه با دیکتاتور مادام العمر میفرستنددت اونجا که تاجزاده رفت و ابطحی با 40 کیلو کاهش وزن برگشت ...، هرچند ممکنه که یک کاری با آدم انجام بدند که وقتی از مرخصی میاد بیرون یک راست بره سراغ دفتر مهدی کروبی و ... ، آقا این شغل شریف وبلاگ نویسی کم کاری نیست دست کم نگیرید ها همه چیز توش پیدا میشه، اگه اسم و مشخصات هم توی وبلاگ بزنی و یا خدائی نکرده عکسی هم از خودت بگزاری تنها ایمیل هایی که دریافت میکنی یا تهدید یا فحش، البته بخش نظرات که جای خود داره، خلاصه امنیت داره در حد رقابت های اسپانیا...، اما نکته جالب اینجاست که اگه موافق دولت و حکومت باشی اسم و مشخصاتت که هیچ، عکس که جای خود داره حتی عکس دست جمعی با خانواده، حتی اگه شجره نامه خودت رو هم بگزاری کسی نگاه چپ که بهت نمیکنه هیچ تشویق و حمایت هم خواهی شد.



این دست نوشته بهانه ای بود برای شروع دوباره دست نوشته های من در این وبلاگ بعد از مدتی غیبت، البته این غیبت دلایل خاص خودش رو داره که به خاطر حفظ نظام از گفتن این دلایل خوداری میکنم (این قسمت آخرش مثل حرفهای هاشمی رفسنجانی شد، دست خودم نبود، ببخشید).





این مطلب از نویسنده است و مسئولیت آن را به عهده می گیرد

(استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع بلا مانع است)

©® http: //green-democracy.blogspot.com


.................................................................a.r.s

۱۳۸۹ فروردین ۲, دوشنبه

سر اومد زمستون، شکفته بهارون...

سر اومد زمستون، شکفته بهارون...


زمستان 1388 را با تمام امید ها یم برای دموکراسی در حالی رو به سوی بهار حرکت میکنم که داغ دل تازه میشود و آه از نهادم بلند میشود، چشمهایم را میبندم و نفس عمیقی میکشم، درست سال گذشته و در همین روزها بود که کم کم حرف و حدیث انتخابات شروع شده بود و بازار داغ مناظره های دوستانه و خسمانه چه در محافل شخصی و یا کوچه ها و خیابان و حتی تاکسی به راه افتاده بود، چه میشود کرد بغض میکنم اما اشکم را برای شوق شادی آزادی نگه میدارم...


سر اومد زمستون... آه چه بر سر ملتی آمد که با تمام شوق و اشتیاق و برای رهای از تمام خفقان ها و حسارها عاشقانه و یک پارچه و یک رنگ و هم صدا از پایان زمستان میخواندند و آمدن بهار را نوید میدادند، چه شد تمام آن شور شوق های که یک شبه چون رویایی در تبی سخت به کابوسی سیاه تبدیل شده؟


بهار را با تمام آرزوها و و یادها و خاطره های روزهای پس و بعد از انتخابات ریاست جمهوری 1388 و به یاد اسیران و شهدایی نام آشنا و گم نام راه آزادی شروع میکنیم، بهار را با تمام خاطرهای خوب و بدش با تمام گرانی ها و پول خرج کردن ها و ... تنها به امید رویش و جوانه زدنی دوباره اش میخواهم، بهارا برای سر سبزبودنش ستایش میکنم، با تمام ارادت و احترامی که برای پاییز قائل ام بهار را ستایش میکنم...



این مطلب از نویسنده است و مسئولیت آن را به عهده می گیرد
(استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع بلا مانع است)
©® http: //green-democracy.blogspot.com
E-mail: green_democracy@yahoo.com
.................................................................a.r.s

سالاد فصل برای جنبش سبز" زمستان 1388- بهار 1389

سالاد فصل برای جنبش سبز


زمستان 1388- بهار 1389



بهار آمد...
سلام در مطالب گذشته مطلبی با عنوان " سالاد فصل برای جنبش سبز" منشر کردم، این سری نوشته ها با این عنوان در پایان هر فصل و در راستای رخدادهای فصل گذشته و فصل در پیش روی جنبش سبز منتشر میشود.


بعد از گذشت 9 مه از انتخابات ریاست جمهوری و تمام گفته و اتفاقت رخ داده در سال 1388 سال 1389 هم تحویل شد، در واقع تحویل داده شد، سالی که پر از امید و آروز بود، پر از سبزی و نشاط در آغاز فصل بهاری که نوید رویش را میداد، و بعد کابوس کودتایی تاریخی و یا به گفته من کودتایی اسلامی، در گیری ها و شهدا و بازداشت شدگان وقایع روزهای بعد از انتخابات، دادگاهای مخملی و اعترافات نمایشی، شبهای قدر با تمام بگیر و ببند ها، روز قدس، 13 آبان، 16 آذر، فوت مرج عالی قدر حضرت آیت الله العظمی منتظری، عاشورای خونین 88، چهارشنبه سوری و تمام رخداد های که نگارش نکردم و یا فراموش کرده ام، 1388 به پاان رسید و 1389 با امید ها و آروزهای جدید به خانه دلهامان پا گذاشت.

میرحسین موسوی خطاب به حاکمیت...
در آستانه سال جدید و هنوز توپ رو در نکرده با موج پیام های ویدئویی این طرفی ها و اونطرفی ها رو برو شدیم، میرحسین موسوی و همسرش زهرا رهنورد در پیامهای ویدئویی جداگانه ای سال 1389 را به مردم آزاده ایران تبریک گفتند و بر استواری خود در ادامه راه شهداء تأکید کردند و در جایی هم میر حسین موسوی به صراحت این نکته را بیان کرد که حاکمیت با ناسپاسی جواب اعتماد مردم را در انتخابات ریاست جمهوری 1388 داد، نکته جالب در پیام میرحسین موسوی در این پیام نوروزی نامگزاری این سال به نام سال صبر و استقامت بود، با بیان این گفته و این انتخاب نام سال از طرف میرحسین موسوی میتوان از یک مقابل به مثل در نامگزاری سال از طرف دو جناح و یا حرکت موجود در جامعه سیاسی ایران خبر داد، میرحسین موسوی با بیان این گفته و این خواسته به نوعی نشان داد که رهبری جنبش سبز را که نه در تمامیت که ماهیت به دست دارد و این رهبری تا به آنجا رسیده است که برای سال پیش رو سرمشق و سر لوح پیشنهاد میکند.

مهدی کروبی بی مهابا با لحن انتقاد...
پیام مهدی کروبی از بحث برانگیز ترین پیامها، پیامی که به قول دوستان مهدی کروبی برای خیلی از آقایان چیزی باقی نگذاشت، اسم همه را گفت، خوب بود که یک باره اسم اون یارو رو هم میگفت، مهدی کروبی در پیام خود و با لحنی شدید سخن مقام رهبری مبنی بر تشبیه ایران به کشتی نجات این تعبیر را به قایقی شبیه خواند با سرنشینانی که این بار با اسم خطاب کرد، از محمود احمدی نژاد گرفته تا قاضی مرتضوی بلاتکلیف لنگ در هوا مانده!!!، به افرادی مهدی کروی در این پیام به اسم خطاب کرد میتوان به مصباح یزدی، جنتی، محمد یزدی، سردار طائب و ... افراد اشاره کرد، این لحن تند مهدی کروبی تا جای پیش رفت که " جلال الدین فارسی " را به نام " جلال الدین افغانی قاتل " خطاب کرد!
پیام مهدی کروبی آنچنان لحن تند و متن بی پرده ای داشت که وقتی برای اولین بار بخشی از آن را شنیدم با خودم گفتم: با این پیام کروبی را بازداشت خواهند کرد... ، شاید بتوان اینگونه بیان کرد که در 9 ماه گذشته از انتخابات تاکنون لحنی و بیانی تند تر از پیام کروبی و با این صرحت گفته نشده بود.

اوباما در پیامی خطاب به مردم ایران ...
پیام بعدی پیام براک اوباما رئیس جمهور ایالات متحده امریکا بود که بر خلاف سال گذشته خطاب به مردم ایران بود، پیامی که باز چون سال گذشته با تبریک نورز به زبان فارسی از طرف اوباما ختم شد، به راستی هر کسی جای اوباما بود و با آن گفته تأسف بار مقام رهبری در سال گذشته که با عنوان دست چودنی و دستکش مخملی و از این حرفا بود امسال دیگر به خود اجازه ارسال این پیام تبریک به ایرانیان را نمی داد، اما اوباما با زیرکی تمام پیام تبریک خود را خطاب به مردم ایران بیان کرد.

اما از هرچه بگزیم چرت و پرت خوشتر است...سال 1389 سالی کاملاً امریکایی انگلیسی تحویل شد! ، امسال و با وجود تمام تنوع بخشیدن ها در برنامه های صدا و سیما همه به ساعت و تارخ BBCpersian و یا VOA سال خود رو تحویل کردن، صدا و سیمای چپ و راست و به نوبت و به تکرار پیام مقام رهبری و محود احمدی نژاد رو پخش میکرد، هرچند با تمام این گفته ها حرف های که زده شد همان حرف های گذشته بود فقط کمی لحن ها و نگاه ها و تیک های عصبی تشید یا تغییر کرد بود.




این مطلب از نویسنده است و مسئولیت آن را به عهده می گیرد

(استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع بلا مانع است)

©® http: //green-democracy.blogspot.com


.................................................................a.r.s

۱۳۸۸ اسفند ۱۰, دوشنبه

چهارشنبه سوري به سبك جنبش سبز ( فرمول مواد دود زا براي چهارشنبه سوري )


چهارشنبه سوري به سبك جنبش سبز ( فرمول مواد دود زا براي چهارشنبه سوري )



مواد لازم:


۱.نیترات پتاسیوم
شوره ترکیب شیمیایی نیتروژنداری با فرمول KNO3 یا نیترات پتاسیم است.
۲.شکر به شکل پودر ۴۰% – ۲پیمانه —-
شکر به شکل معمولی‌ هم قابل استفاده است
۳.جوش شیرین یا بیکربنات سدیم—–همان بیکینگ پودر
۴.رنگ سبز به شکل پودر…دقت کنید که رنگ شیمیای نباشد بلکه باید ارگانیک یا طبیعی باشد.
۵. یک عدد چاشنی‌ یا همون فیتیله
طرز تهیه:
۱. ۶۰ گرم نیترات پتاسیوم را با ۴۰ گرم شکر روی حرارت ملایم هم می‌زنیم تا کم کم شکر شروع به ذوب شدن کرده و پس از مدتی‌ مخلوط به شکل حلوا اما کمی‌ سفت تر در میاید. می‌توان گفت که شبیه به شکلات نوتلا میشود.
۲. یه قاشق جوش شیرین برای کند کردن زمان سوختن و دود کردن آرام تر اضافه کنید و خوب مخلوط کنید.
۳. ۳ قاشق پر رنگ سبز پودر شکل اضافه کنید و خوب مخلوط کنید.
۴. همهٔ مراحل فوق بروی شعله‌ی ملایم گاز و در یک ظرف فلزی معمولی‌ گود انجام شود.
۵. سپس مخلوط را در یک قالب استوانه شکل مقوأی پر کنید.
۶.یک خودکار را در وسط استوانه تا نیمه فرو کنید و بگذارید یک ساعت بماند. این سوراخ برای چاشنی‌ است.
۷. خودکار را به آرامی خارج کنید و چاشنی‌ را در سوراخ قرار دهید. برای اینکه چاشنی‌ در سوراخ فیکس شود مقداری پنبه در اطراف آن‌ بگذارید.
۸. استوانه را با چسب برق بپیچید. فراموش نکنید که سر استوانه باید برأی خارج شدن دود اندکی‌ باز باشد.
نکته:
ابتدا با همین مقادیر کم یک نمونه بسازید و از کارکرد آن‌ مطمئن شوید سپس میتوانید اندازه‌ها را ۲ یا ۳ برابر کنید.


رنگ سبز را خیلی‌ پر رنگ انتخاب نکنید و مطمئن شوید که رنگ ارگانیک باشد. — شاید در ایران به اسم رنگ خوراکی باشد.
اگر به
یوتوب دسترسی‌ ندارید این کلیپ رو از اینجا دانلود کنید.




این مطلب از نویسنده است و مسئولیت آن را به عهده می گیرد

(استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع بلا مانع است)

©® http: //green-democracy.blogspot.com


.................................................................a.r.s

۱۳۸۸ اسفند ۷, جمعه

همه برای یکی و بازهم همه برای یکی...!



همه برای یکی و بازهم همه برای یکی...!
( همه برای یکی ، یکی برای همه )





سلام
آخرین پست ارسالی من در دموکراسی سبز یک هفته پیش از این بود، هفته ای با رویداد ها و اتفاقات ساده، معمولی و غیر منتظره. اما سعی میکنم هر روز ااین وبلاگ رو بروز کنم و مطلبی را منتشر کنم.




شاید مهمترین خبر هفته را بتوان دستگیری عبدالمالک ریگی سرکرده گروهگ جندالله به دست نیروهای امنیتی ایران را نام برد اما اتفاقات جالب دیگر این هفته میتوان به بیانیه مهدی کروبی، انتشار تصاویر حمله به کوی دانشکاه در 25 خرداد و نشست خبرگان اشاره کرد.




بیانیه مهدی کروبی مثل همیشه سرشار بود از انرژی ها مثبت و پیشنهاد تجمع های مخالفین و موافقین بصورت نمادین و یا در اصل همان رفراندوم خودمان، بیانیه ای که بر خلاف آنچه حکومت و کودتاچیان بیان میکنند خبر از حضور پر شور و گسترده جنبش سبز در 22بهمن خبر میدهد، بیانیه ای به خوبی میتوان از آن این نکته را برداشت کرد که رهبران جنبش سبز با تمام فشار ها و برخورد ها هوز بر سر عهد و پیمان خود هستند و آنچه واقیعیت امر است همایش 22بهمن چیزی از همایش ساندیس در 9 دی کم ندارد.




در روزهای اول هفته و در مراسم بازنشستگی سردار رجب زاده فرمانده انتظامی تهران بزرگ وی اضحار داشته بود که در حوادث بعد از انتخابات حتی یک نفر از نیروی انتظامی زخمی نشده و نیروی انتظامی هم کسی را زخمی نکرده و مسؤل و فرماندهی نیرها در برقراری آرامش و برخورد با اغتشاش گران در اختیار سپاه پاسداران بوده است، در همین حال یک روز بعد از بیان این گفته ها شبکه خبری BBCpersian تصاویری را منتشر کرد که در آن خبر از دستور مستقیم سردار رجب زاده برای حمله به کوی دانشگاه میداد و تصاویر ضرب و دانشجویان در نیمه شب توسط نیروی انتظامی نیز در این تصاویر به خوبی دیده میشد، به گفته BBC این تصاویر بعد از گفته های سردار رجب زاده به دست BBC رسیده بود. این تصاویر و این گفته ها باعث میشود در ذهن ما یک سؤال بزرگ شکل گیرد، چرا این تصاویر بعد از گذشت چند ماه حالا منتشر میشود؟ آنهم تصاویری که توسط خود نیروهای بسیجی و لباس شخصی در جریان حمله به کوی دانشگاه تهران گرفته شده است؟. آنچه از این تصاویر بر می آید این نکته است که این تصاویر بصورت گزینشی انتخاب شده اند و تنها نشاندهند ضرب شتم دانشجویان توسط نیروی انتظامی است، گویی این تصاویر به عمد و تنها در واکنش به گفته های سردار رجب زاده منتر شده تا جوابی باشد بر گفته های او در مراسم بازنشستگی و تبرعه کردن خود در مقامی که مسئولیت آن را به عهده داشته است.



اما هاشمی در هفته ای گذشت...



خبرگان رهبری بازهم دور هم جمع شند تا در کنار یکدیگر به آنچه در این مقدار زمان فرصت نکرده اند از مقام رهبری توصیف و تمجید کنند بکنند تا وظیفه خود را انجام داده باشند.



شاید هاشمی رفسنجانی به عنوان رئیس خبرگان رهبری و یکی امید های اصلاح طلبان و جنبش سبز باشد، امیدی که در بدترین برخورد ها با وی او را تهدید به محاکمه فرزندانش کردند، امیدی که گوئی نامیده کننده شده است، و بیشتر از آنچه به مصلحت مردم و جامعه فکر کند به مصلحت خود و نظامی که عمرش را برای او گذاشته است فکر میکند. نظامی که امروز بلای جان خود او شده است. هاشمی رفسنجانی با گفته های خود در نشت این دوره مجلس خبرگان باز این سؤال را در ذهن جنبش سبز بوجود می آورد که آیا میتوان به هاشمی رفسنجانی اعتماد کرد؟



خبرگان تنها مکانی شده تا در بیانیه پایانی مانند گذشته و همیشه د آن گفته شود: همه برای یکی و بازهم همه برای یکی..!




این مطلب از نویسنده است و مسئولیت آن را به عهده می گیرد
(استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع بلا مانع است)
©® http: //green-democracy.blogspot.com
E-mail: green_democracy@yahoo.com
.................................................................a.r.s